چقدر دلم برای اینجا تنگ شده

کاش آرشیوش رو پاک نکرده بودمناراحت گرچه مطالبش رو سیو کردم ولی دلم می خواست خود خود وبلاگم بود با نظراتش. آخه بچگیام بود

/ 3 نظر / 14 بازدید
حرفهای یک عابر

سلام غزل. سال نو مبارک. شاید منو یادت نیاد. اما داشتم خاطراتم رو مرور می کردم دیدم که یکی از آخرین پیامهایی که واسم نوشته بودی این بود " پنجشنبه، ٧ مهر ۱۳۸٤ - ۳:۳٢ ‎ب.ظ سلام. با ابراز تاسف کجا ما را با فرهنگ می دانند، حالا ما هی خودمون رو بکشيم که ما از نسل آريا هستيم و ... همه الان ما را می بينند و .... نویسنده: غزل [http://ghazal61.persianblog.ir] " گفتم یه سری به وبلاگت بزنم واسه تجدید خاطرات گذشته یه مدته ننوشتم آخه از وقتیکه این رئیس دروغگو اومده دیگه دستم یاری نمی کنه واسه نوشتن. فقط خدا کمکمون کنه....

رز

سلام عابر عزیز وای خدای من ! سال 1384، حدودا پنج سال گذشته و من کلی تغییر کردم هم خودم هم زندگیم، من و یاد اون روزام انداختی کاش اسم وبلاگت رو هم گذاشته بودی

سامان

براستی صلت کدامین قصیده ای ای غزل